نمی دانم لیاقت، رخصت صحبت از انتظار را بر قامت خمیده از گناه من می نشاند یا که خیر ؟ اما گاه سویه های خیالم آن هنگام که در وادی کوچه های تنهایی سرازیر می شود، نام گل نرگس را نجوا می کند و از آسمان اشک می بارد، اشک انتظار ....

شنیده ام گل مهرش در دل هایی می شکفد که شکسته باشند، "گل زیبایم" به من بگو هنوز شکستگی دلم به جایی نرسیده که جوانه ای هر چند کوچک از نگاه مهربانت در من بشکفد؟

ای گل نرگس، در کوچه پس کوچه های  بی قراری به امید آمدنت به ذکر شمار عاشقی ام پناه آورده ام هر دانه را که می اندازم  "الهم عجل لولیک الفرج " را اشک باران می سازم وترانه آمدنت را با آهنگ هزن آلود انتظار می سرایم مهدی جان آجر های دیوار زمان ثانیه به ثانیه به آسمان ظهورت نزدیک تر می شود و من ...

.

خدایا چشمان مرا یاری نمی کند تا این کلمات را بر وادی تحریر در آورم واشک هایم بر صف این واژگان لغت به لغت این کلمات را می سوزاند، من می خواهم تمام نرگس های پژمرده را به مهدی ات هدیه دهم تا بداند که سر بر مهر دلدادگی ام ، دست بر تسبیح عاشقی ام  فقط و فقط او را تمنا می کند و بس .

خدایا تو خودت گفتی فولک الحق! پس عشق را که خودت بر گل وجودم دمیدی را باور کن و  بگو که بیاید که بیاید ...

میلادش بر همه شما دوستان خوبم مبارک باد

[ ۳ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ محسن ناهید ]