من در این دنیای مجازی دوستان حقیقی یافتم که به حقیقت آنها ایمان دارم ، دوستانی که ابتدای آشنایی مان از همین وبلاگ ها بود و دست تقدیر زمان در کنار همان ابر و باد و مه خورشید و فلک دیدارشان را از نزدیک فراهم کرد.

دوستانی چون برادر بزرگوارم مجتبی نوریان، عباس چمنیان، محمد صالحی زاده، علی رفسنجانی ، مهدی موحدی و خواهران بزرگواری چون مهدیه پوریادگار، الهام وفامهر و لیلا صادقی

یکی از دوستانی که ارادت فراوانی نسبت به ایشان دارم استاد و برادر بزرگوارم جناب آقای مجتبی نوریان می باشند که قلم زیبایشان همیشه دلنشین است نوشته زیر یکی از زیبایی های این قلم توانمند است که امیدوارم مورد توجه شما واقع شود.

دوست داشتن را گناهی نیست پس دوستت دارم به رسم عشاق و زمزمه می کنم،آهنگ دوست داشتنی،وافر تا حواله سازد به پیکی بر دل.گوش را نیز نجوایی رسانم زین دوستی تا ثبت شود این پیام دیده و دل در عقل. 

دلدادگی را سیره عشق پیشگان،باید و دلربایی را هنر معشوقان.پس چه نیک معشوقی که دل می رباید بی عیان رخ و رخسار و دل می فریبد بی کمان ابرو و سیه چشمان.جمالت،بی نیاز تماشا،دلبرست و کلامت،بی اشوه گری،دلکش. 

عشق بازی با تو را عالمیست و عشق ورزی را لذتی.عزم تعظیم درگهت را افتخاریست و بنده نوازیت را آرزویی.اشک ریختن و ملتمس بودن هم در این محضر،رسم عاشقیست و چشم فرو بستن و بی جوابی،شیوه معشوق.

چه باید کرد جز ناز خریدن معشوق و تداوم رسم عاشقی به تمنای رضا در بهین شبی چون جمعه به قصد عشق بازی.پس،راضیم به بسیار،شب جمعه هایی که آمدم بی حاصل از این دلدادگی (به ظاهر) در حریمت یا رضا (ع).

[ ۳٠ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ محسن ناهید ]