بعید می دانم در تاریخ هیچ کشوری اندازه ایران ناله و نفرین وجود داشته باشد، هر روز از مهد کودک گرفته تا مسجد و مدرسه شعار "مرگ بر" به آسمان بلند است، دعایمان سرنگونی این و آن است اما برای آبادانی چه می کنیم؟ ازکنفوسیوس نقل می کنند به جای نفرین کردن تاریکی بلند شو و شمعی روشن کن!
کار بسیاری از ما نفرین کردن است، چون به انرژی چندانی نیاز ندارد، ازخودگذشتگی و ایثار نمی طلبد و از همه مهمتر اینکه قرار نیست چیزی از جیبمان برود!

روح کار و شوقمندی برای تاثیر گذاری در سطح نازلی قراردارد، بسیار از تصمیم های دولتی ( فارغ از نوع دولت اش) با مقاومت جانانه هموطنان روبرو می شود، مدیران برای افزودن بر منافع خود می جنگند و مردم برای از دست ندادن داشته هایشان به ترفند های دفاعی مختلف تجهیز می شوند ومثل نرم افزارهای مختلف هر روز هم این اطلاعات منفی خود را به روز می کنند!

درمطلبی خواندنی که دست به دست چرخید آمده بود یادمان باشد که تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست. زیرا برای مثال کشور مصر بیش از3000 سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است! اما کشورهای جدیدی مانند کانادا،نیوزیلند، استرالیا که 150 سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.

یادمان باشد که تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست

ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که 80 درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکارا دارد.

این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می‌باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.

مثال بعدی سوییس است.کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند! در سرزمین کوچک و سرد سوییس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات(پنیر) دنیا تولید می‌شود.

پس تفاوت در چیست؟ تفاوت در رفتارهای است که در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
تازمانی که هر ایرانی فارغ از اینکه مدیر باشد یا راننده تاکسی، نانوا باشدیا دانشجو، کارمند باشد یا کارگر، روزنامه نگار باشد یا سرباز، به وظیفه وتعهد شغلی خود وفادار نباشد، حساسیت و پیگیری نداشته باشد، تلاش برای بهترکردن و به سامان رساندن کارش نداشته باشد این کشور و این شرایط به همین شکل باقی خواهد ماند، تا زمانی که هر ایرانی مانند یک رئیس جمهور دلسوز منافع ملی کشورش نباشد، از کنار چکه کردن یک شیر آب در گوشه خیابان یا روشن ماندن لامپ اتاق محل کارش بی تفاوت بگذرد در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

قطعاًاینکه قدرت در دست چه کسی باشد و با چه ایده ای بر مسند بنشیند بر زندگی مردم تاثیر دارد اما خود ما در این میانه هیچ نقش و وظیفه ای نداریم؟ شب هنگام وقتی مسواک می زنید و رو به آینه دندان های تان را نگاه می کنید برای لحظه ای به چشمهایتان هم خیره شوید واز خودتان بپرسید: من به عنوان یک ایرانی که کشورم را دوست دارم امروزشهروند خوبی بودم؟ به عنوان یک کارمند حضور یا عدم حضور من در اداره امروزتاثیری داشت یا اگر نمی رفتم کارها بهتر انجام می شد؟

منتشر شده در عصر ایران

[ ٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ محسن ناهید ]