خیلی حرفها برای زدن دارم اما سکوت هفتمین سین سفره امسال من است البته خسته تر از آنم که به حرف‌ها گوش کنم ...  نمی دانم چرا در روزهای پایانی سال از میان تمام ردیف‌های موسیقی، دلم فقط شور می‌زند.

سال 90 سال عجیبی بود برایم،اعتراف می کنم چه روزهایی را با دستانم سپردم به روزمرگی ... هر روز فکر می کردم اول راهم، هنوز خیلی مانده، تلف کردم از دست دادم و جا گذاشتم..!

فراموش کردم فردا می آید، اما چه کوتاه است و چه زود می رود و من چقدر تلف کردم، چقدر از دست دادم و چقدر جا گذاشتم..!تا به حال چند فردا پشت سر گذاشتم؟ چند تا مانده؟ اصلا برای امروزم ، فردایی است؟

در پست قبلی که شاید یکی از بهترین و دلنشین ترین پست های امسالم بود گفتم که باید تجربه را در دیوار دل قاب گرفت ... امسال تجربه هایی را قاب گرفتم و یاد گرفتم که راز دلم باید برای همیشه در دلم بماند تا بمیرم!

یاد گرفتم آدمهایی هستند که از عشق برداشت خودشان را دارند ، آن را اشتباه می گیرند با برداشت های بی خاصیت خودشان ..!یاد گرفتم نمک خوردن و نمکدان شکستن کار آدمهایی است که همه کنارشان گذاشتند ...!

یاد گرفتم وقتی پشت سرت اراجیف بافتند ... سکوت کن و دم نزن، آنها هستند که باختند ...!یاد گرفتم باید گذشت از همه خاطرات بد و به یاد آورد خاطرات خوب را برای افرادی که ارزشش را دارند..! یاد گرفتم ببخشم و از خودم بگذرم به خاطر کسانی که واقعا دوستشان دارم !

یاد گرفتم.. یاد گرفتم... یاد گرفتم              !

حال تمام چیزی که برای همیشه می ماند ، خاطرات من هستند که چه تلخ باشند و شیرین با من یادگار می مانند، چقدر احترام قائلم برای دوستی هایی که امسال شکل گرفتند و پایدار شدند.  حال آن چیزی که می ماند ، ما هستیم... یادمان باشد که ای کاش خودمان و خاطراتمان زیبا باشد...

تا یادم نرفته است بگویم پسورد این وب به چز من در اختیار یکی دیگر نیز هست، تا اگر من نباشم حداقل خاطراتم به یادگار بماند...

امروز پنج شنبه آخرساله، دلم تنگ شد برای آنهایی که کنارم بودند و رفتند... پدربزرگم، دایی دوست داشتنیم ، فرهاد گلزار و الوان بارانی دوستان هم خدمتی و بزرگی که شاهد شهادتشون بودم و مریم مهربخش همکار گرانقدری که اعتراف می کنم  همیشه حسرت نبوغش را می خوردم ... یادشون گرامی...

 امسال کتاب کم خواندم اما کتاب مرغان شاخسار طرب (مرغان خارزار)همیشه برام عالی بوده واقعا داستانشو دوست دارم.. دلبرکان غمگین من (گابریل گارسیا) فوق العاده توپ بود...

امسال رو تبریک می گم،تبریک به اونهایی که پست گرفتند و نمی‌گویند.. تبریک به اونهایی که بالاخره جا به جا شدند و مثل همیشه بی خبر.

این هم آخرین پست امسالم بود ، می دونم که خیلی ها وقتی طولانی بودن این پست رو دیدن قید خوندنش رو زدن اما همونطوری که گفتم حرف هایی بود برای خودم و اگر دوست داشتید برای شما...

نوروز امسال حتی دور از خانواده احتمالا در سفرم ، میگن کاریه ... نمی دونم . اما پیشاپیش سال نو رو به همه شما دوستای خوب و دوست داشتنی خودم تبریک میگم و امیدوارم سال جدید سال عزت، سعادت، موفقیت و تعالی شما باشه...

سال  91 برای من ، سال تصمیمات سخت است.. سال گذر...سال رسیدن به هدف... اگه سر سفره هفت سین دلتون رو با "او" پیوند زدید ، یادم من هم باشید و دعایم کنید

[ ٢٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ محسن ناهید ]