قافیه های آبرودار
ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: دل نوشته

خدایا قافیه ها امشب کنار هم چیده می شوند و بر وفق مرادم می چرخند و چقدر این مراد زیباست ، چقدر آن هنگام که نامت بر زبانم جاری می شود زیباست ... گویی تمام خستگی ها رنگ می بازد و من می مانم و تو که هر چه زمان می گذرد ،من رو سیاهتر می شوم و تو با رحمتی بی دریغ ستاره عیوبم می شوی...

خدایا مرا چه می شود که هر روز صدایت کنم؟ ولی صدایت را پشت امواج خروشان زندگی گم می کنم و شاید این خود من هستم که در آغوش نعمت های بی کرانت گم شده ام... خدایا ...

نمی دانم در جستجوی رسیدن به کدام آرامش بیراهه می روم که هر دری به بن بست ختم می شود و من غافل از انکه تنها یاد و نام تو آرامش بخش دلهای رمیده است. و تو با وجود نا شکیبایی ام صبر می کنی و من بسوی تو کشیده می شوم و باز هم دعا می کنم...

خدای من! مرا ببخش...تا به یاد بسپـارم تو را برای هر چه به من می دهی،یا حتـی نمی دهی؟ بنــدگی کنم ... خدایا  به توانگری آبرویم را نگاه دارو به تنگدستی حرمتم را ضایع مگذار ...

پ.ن 1: همیشه معتقد بودم که معدل بیستی های ماه رمضون کسایی هستن که با تمرین و آماده کردن خودشون در ماه های رجب و شعبان درس عاشقی رو با نمره بیست خدا پاس می کنن ...

پ.ن 2: میون این تمرین کردناتون، یاد این شاگرد تنبل کلاستون هم باشین ، باور کنید چند سالیه داره پشت سرهم مشروط می شه ، هی می گه این دفعه دیگه تمرین می کنم و نمرم رو میارم ولی باز هم  ... می ترسم موقعی که از این دنیا اخراج میشه ، دستش به هیچ کجا بند نباشه ... پس لطفا یادتون نره و کمکش کنید ...