سلام بسیار خوشحالم که دوباره این توفیق نصیبم شد تا تو این دنیای مجازی به جمع دوستان خودم برگردم امیدوارم که تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه و استفاده لازم رو برده باشید هرچند که من امسال دور از آشنایان در خدمت هم استانی ها و زائران گرانقدر امام رضا (ع) بودم اما خوشحالم که در کنار اون ها و همکارانم خاطرات خوبی رو در دفتر عمرم رقم زدم 

گاهی اوقات اتفاقاتی پیرامونمون می افته که لطف خدا رو به وضوح و به خوبی حس میکنیم و ممکنه این اتفاق برای هر کسی یه تلنگر باشه چند روزیه که دوروبرمون اتفاقاتی در حال افتادنه (که شاید تو پست های بعدی تعریف کردم) که این تلنگر رو در بین من و همکارانم به وجود آورده و خوشحالیم که این سعادت نصیبمون شد تا لطف خدا رو به وضوح ببینیم و اون رو با تمام وجود حس کنیم

امشب و توی این سکوت سحر گاهی و لابه لای دنیایی که چشمهای دلمون رو بسته به خودم و اطراف خودم فکر میکردم که حاصلش فقط شرمندگی در مقابل آفریدگارم بود و کاش این احساس برایم همیشگی بود

 وکاش این تلنگر آغاز برگی جدید از زندگی باشه...

از اهالی ادبیات عذر خواهی می کنم که شعری از سر دلتنگی ودل گرفتگی بدون رعایت قواعد دستوری به نگارش در آوردم امیدوارم بر من خرده نگیرند

 آرزو دارم میان ابرها * کلبه ای سازم پر از گلبرگها / خاک را با اشک دیده گل کنم  *  با همین گل کلبه ای بر پا کنم  / کلبه ام خلوتگه من با خدا  *  پاک و طاهر گشتن و دور از خطا  / نفس را زندانی دل میکنم  *  روح و جان را با نفس نو می کنم  / با وضویم صیقل دل میکنم *  عشق را من با خدا معنی کنم  / در رکوعم در سجودم با خدا * با غمی از روی شرم و از حیا /  گریه زاری اشک ریزی میکنم * از خدایم عذر خواهی میکنم...

 

[ ۱٢ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ محسن ناهید ]