چند روز قبل وقتی از سر کار به خونه بر می گشنم پیرزنی برای عبور از عرض خیابون از من کمک خواست سرعت اتومبیل ها در این بزرگراه (اشرفی اصفهانی زیر پل حکیم)  واقعا زیاد بود به همین جهت از این خانم خواستم تا کمی بالاتر بره و از پل هوایی این مسیر رو عبور کنه اما گفت که پاهاش درد میکنه و نمیتونه این پله ها رو بالا بره

همیشه معتقد بودم برای گسترش انسانیت کارهای زیادی را می تونیم انجام بدیم می تونیم چند ثانیه برای کمک به یک پیرمرد و پیرزن برای عبور از خیابان وقت بذازیم و یا ...

به همین جهت کمک کردم که این خانم رو  از این بزرگراه عبور بدم اماحین عبور از خیابان هدف دو موتورسوار سارق قرار گرفتیم  و علاوه بر سرقت کیفم که چیزی جز یه مقدار کتاب و کاغذ نداشت سرم به شدت با آیلند های کنار خیابون برخورد کرد و چند لحظه ای رو زمین افتادم

از خوش شانسی خودم گشت نیروی انتظامی همون لحظه از این خیابون عبور می کرد و بلافاصله اونها رو دستگیر کرد

اما چیزی که خیلی باعث ناراحتیم شد این بود که اونها اعتراف کردند که پیرزن با اونها همدسته ؟! وکمک خواستن پیرزن تنها یه نقشه بود

نمیدونم باید چی گفت؟ جز تاسف خوردن و اینکه چطور از احساس کمک به هم نوع برای اهداف پلید خودشون استفاده می کنند

شما کمی با دقت کمک کنید

***********************************************************

پ.ن.1 از اساتید بزرگوام جناب آقای دکتر محمد قوامی  جناب آقای دکتر مهدی موحدی و سرکار خانم مهندس مریم بزرگمهر که با کمک و پشتیبانی این عزیزان طرحم به مرحله نهایی جشنواره صنعت ساخت و ساز مرکز عمران ایران راه پیدا کرد کمال تقدیر  و تشکر فراوان رو دارم

[ ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٧:٥٦ ‎ب.ظ ] [ محسن ناهید ]