شاید کمی فراتر از باور باشد اما در اندیشه من زندگی بدون موسیقی ریتم اصلی خود را ندارد خنده دار بودن این جمله دلیل بر وابستگی من به موسیقی است و آن هم موسیقی سنتی که سوای بر آهنگ ها و نغمه های دلنشینش از اشعار ناب و زیبایی کسانی چون مولانا و حافظ شیرازی و ... بهره می برد

.

و چه خوانندگانی خوش صدا تر از اساتید بزرگی چون حسام الدین سراج و شجریان و مختاباد؟ که گاهی اوقات با نغمه های آنها آرامش را مهمان روح و روان می کنم

.

خوشترین لحظات را با صدای عبدالحسین مختاباد سپری می کنم و هم نوا با او می خوانم:

.

باده شوق کشیدیم زپیمانه عشق / بیخود ازخویش فتادیم به میخانه عشق / مژده ای دوست که آمد به چمن بلبل شیدا / قدابرافراشته بینم همه جا سرو دل آرا / شعله با خون گلو بردل افلاک زدست / گرشباویز شبی سر کند افسانه عشق  /شور دیگر به سر افتاد که در خانه دل / جان شده نقش نگار رخ جانانه عشق / زآتش عشق چو پروانه بی پروا سوخت  /آنکه با سوز درون یافته پروانه عشق

.

ودلتنگی ها را با نغمه ناب استاد شجریان تقسیم می کنم و لحظه های دلتنگی را این گونه زمزمه  وار می خوانم :

.

دلا خون شو خون ببار / بر کوه و دشت و هامون ببار / به سرخی لبای سرخ یار / به یاد عاشقای این دیار /به داغ عاشقای بی مزار ای بارون  / ببار ای بارون ببار / با دلُم گریه کن، خون ببار / در شبای تیره چون زلف یار  /   بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون / ببار ای ابر بهار/ با دلُم به هوای زلف یار/ داد و بیداد از این روزگار / ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون...

.

.

 

 

 

راستی شما به چه نوع موسیقی و خواننده ای علاقه دارید؟

[ ۳٠ تیر ۱۳۸٩ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ محسن ناهید ]