اندر احوال ما

نمی دانم چرا هی دلم می خواهد تند تند بنویسم ... ! شنونده شده ام مدتهاست و خیره می شوم در سکوت! حرف هایم را برای خودم نگه می دارم چون سکوت را سنجاق کرده ام به تفسیرهایم که بوی کالی می دهند همیشه !!!

گیر افتاده ام... گیر زندگی و آدمهایش... گیر درگیری‌های روزمره و ناخواسته...   گیر بزرگ شدن... گیر تمام وقت ایستادن و کشیک دادن... گیر از دست دادن چیزهایی که عاشقانه دوستشان می‌داشتم... شاید این خاصیت بیست و شش سالگی باشد...

یک روز به یکی گفتم:‌ فلانی اینجوریه!! دو هفته با من قهر بود... دیروز تمام مدت یکی به من می گفت و من کرخ، تنها تکیه ام را به ماشین دادم تا بتوانم باور کنم آنچه را می شنونم...

پ.ن 1: همیشه دوست داشتم یک سیاست مدار توانمند باشم، اما حالا نمی خواهم، سیاست آدمشو می خواد . آدمی که بتواند نامرد باشد،‌ بی وجدان باشد و اصلا شرافت و انسانیت نداشته باشد. من نیستم یا نمی خواهم باشم!

پ.ن 2: امروز به صورت اتفاقی با الهه رضایی همان مجری دوست داشتنی بچه های دیروز  هم کلام شدم، به او گفتم کاش شما رو رنگی نمی دیدم، آخه دنیای کنونی من هم با همه ی آدمهایش رنگارنگ شده است، کاش مثل بیست سال قبل سیاه و سفید می دیدمتان ...

پ.ن 3:  چقدر دلم برای بچه های امروز که دنیا رو رنگارنگ میبینن می سوزه ، بچه هایی که دیدن خاله شادونه به قیمت از دست دادن جونشون تموم می شه...

/ 12 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوحی

سلام بله سیاست آدمش رو می خواد البته فکر می کنم شما در مورد سیاست مدار خیلی تند رفتید ولی آدمی که احسساسات براش مهم باشه مطمئنا نمی تونه سیاستمدار خوبی باشه یادش بخیر ما هم پای همون تلویزیون های سیاه و سفید می نشستیم همون برنامه هایی که همه اونها هنوز تو خاطراتمون منده رو نگاه می کردیم از شنیدن مرگ سه کودک در برنامه خاله شادونه من هم بسیار نارحت شدم و تاسف خوردم[ناراحت]

نرگس مولایی

سلام جناب ناهید بسیار خوشحالم که از این طریق فرصت شد شما رو پیدا کنیم و خدمت شما عرض ادب داشته باشیم خوب هستین شما؟ اولش شک داشتم که این وبلاگ متعلق به شماست و از روی وب دیگتون که تصویر شما رو هم داره مطمئن شدم دلمون برای اون رقابت های درسی تنگ شده شنیدم که تغییر رشته دادین و معماری می خونیید شمارم رو براتون گذاشتم فرصت داشتین خوشحال می شم که صداتون رو بشنوم [گل]

پویا حسینخانی

سلام کودکی های ما دهه ی شصتی ها با کودکی های الان کاملا متفاوت، کودکی های ما همیشه برای ما جاودان است خاطرات ما خاطرات مشترک دهه شصتی هاست، اما کودکی های الان ... شاید آنها هم دارند لذت می برن خبر مرگ اون سه کودک خیلی دردناک بود من هم متاسف شدم به شما سیاست مداری میخوره اما از اون سیاست مدار های با وجدان[گل]

امیر پوررضوان

ببینم محسن تو واقعا برنامه کودک هم نگا کردی؟!!!!!!! اگه خانم رضایی یه موقع ازت می ژرسید اسم یه برنمه رو بگو واقعا می دونستی؟! من بعید می دونم! خواهشا هوس سیاست میاست به سرت نزنه! همینجوری پدر ما رو درآوردی وای به حال اون روزی که سیاست مدار بشی و پدر ملت رو دربیاری! یه سول خیلی مهم برام پیش اومد. واقعا تو کی وقت می کنی این چرندیات رو بنویسی؟[متفکر]

کتیرایی

سلام جناب مهندس من معتقدم شما سیاست مدار خوبی خواهید شد البته نه اون سیاست مداری که خودتون تعریف کردین! انسان با تفکری چون شما که به راحتی می تونه در هر حوزه ای زمینه فعالیت هاش رو هموار کنه بی شک می تونه سیاست مدار خوبی باشه

قاف

من ظاهر تون گفتم نه درونتونو درون آدم خوبيه فقط نمي دونم چرا گاهي يه رفتاراي مي كنيد كه آدم فكر كنه شما ......[زبان] من اگه گفتم گرگ منظورم ازون گرگاي بود كه هميشه شما مي گيد نه اون گرگاي ديگه ببخشيد اگه جسارت كردم

سعیده حیه در

سلام خیلی وحشت ناک بود راستی نه خاصیت 26 سالگی نیست منم که20 سالمه گیر افتادم توی منجلاب زندگی و خیلی چیزهای دنیا پس طبیعیه

REYHANEH

خدارحمتشون کنه.خیلی خبر بدی بود.اعصابمون چند روزه بهم ریخته.طفلک خونواده هاشون...

سنجاقک

+راست است سکوت بهتر می فهمد،بهتر هم بیان می کند +سیاست: "اینجــا ميــدان سياســت اســت.نــه عرصــه حقيقــت و سياســت یعــنی دروغ گفتــن در حفاظ " مصلحت مردم " ریا کردن در پنـاه" آرمان مقدس نجات مردم " دزدیدن زیر چتر" حفظ منافع مردم" خيانت کردن به نـام" خدمات صادقانه به مردم" +خاله شادونه هم، تاسف و تاسف و تاسف.