آزمون و امتحان

سرخوش از ایامی بودم که به کامم بود و به راهم و چه آسان می‌شود دویدن بی بار،‌ و نفس‌ها چه آرام وقتی که دریا باشد وسعت آرامشت. اما نیمه های شب چه بی رحمانه و با یک تماس موج می زند و تمام آرامشت را  فرو میریزد و دلت هم ...

امتحان ها و آزمون های سخت خداوند متعال برایم کم کم وارد راند جدیدی می شود که انگار قرار است سنگین تر از مراحل قبل باشد.

احساس می کنم آستانه تحملم از این بالاتر نمی رود و تا الان هم بیش از اندازهاز آن انتظار داشته ام، اما منتظرم برای عاطفتی از جناب دوست، شاید که به برکت رحمتش، دلم را تمرین دهم که این ایام، عبد شاکری باشد...

حال باید عبور کرد! چه بخواهم و چه نخواهم ! باید عبور کرد ... از چشمه‌سان، نهراسید از تخته سنگ هایی که هستند یا خواهند بود.‌ شاید که سالها باید بگذرند تا نرمی و لطافت چشمه‌ای، سختی و سفتی سنگی را از هم بپاشاند.

وقتهایی که حس ها، دردها و اندوه هایم بزرگتر از ظرفیت دلم می شوند، می ترسم. می خزم در خلوتم و از او می خواهم که طاقتم بدهد، صبرم بدهد، مثل تمام این سالها پشتم باشد. بی شک همه اینها حکمتی دارد...

گاه فکر می کنم یک فنجان آب سیاه رنگ و بدبو هستم که باید ریخته شوم در دل دریا تا در وسعتش پاک شوم و زلال. برای من، خیلی از امتحان ها و آزمون ها  بازتولید شدن و سبک شدن و رهایی بوده است و ان شاالله که خواهد بود...

خدایا آماده ام و نمی هراسم ! اما گهگاه نگاهی هم به دل کوچک و قلب بی طاقت این بنده بی شکیب ات بینداز که چشم امیدش تنها به لطف و رحمت توست ...

/ 7 نظر / 21 بازدید
مهدیه پوریادگار

سلام چقدر منطقی با درد ناگفته اتان بر خورد کردید... و من معتقدم زندگی یک تراژدی بیش نیست................که گاهی فقط گاهی یک خوشی های اندکی هم سر راه آدمها آنهم تنها برای تشویق به آینده نامعلوم پیدا می شود...و باز این تراژدی ادامه دارد...تا.....خدا کنه اون دنیامون خوب باشه.......[گل]

پویا حسینخانی

سلام جناب ناهید تبریک می گم به این اندیشه زیبا و نگرش حاصل از کارآزمودگی شما به نظر من حس ها و اندو ها و درد های شما در این پست در مقابل امید و رفتن به جلو چیزی نیست همیشه پایدار همیشه موفق و همیشه با خدا باشید[گل]

ابوعطا

و شاید بهترش این باشد که بپبداریم مشکلات تنها برای جلای دل و جان ما خلق شده اند و خالقی پشت تمام آنها در انتظار دستگیری ماست اگر به سمتش روی گردانیم.

سعیده حیه در

وقتهایی که حس ها، دردها و اندوه هایم بزرگتر از ظرفیت دلم می شوند، می ترسم. می خزم در خلوتم خیلی قشنگ بود چه قدر جالب یک تماس می تونه ذهن آدم رو تا چه حد مغشوش کنه خیر است ان شالله

مولایی

سلام حرفی نیست برای گفتن جز آرزوی موفقیت شما در همه مراحل زندگی امیدوارم مثل همیشه از این آزمون امتحان هم سربلند بیرون بیایین

نرگس محمدی

سلام دوست عزیز... عصر عالی بخیر بعداز مدتها وبلاگ به روز شد. منتظر حضور گرمت هستم...

سنجاقک

اجـــــــازه خدا؟؟ می شه من ورقـــــــه مو بدم؟ می دونم وقت امتــــــــــــحان تموم نشده ولی من دیگـــه خسته شدم ...