ثروتمند و فقیر

امروز بعد از مدت ها، مطالعه رمان تیره بختان جامعه اثر جک لندن رو به پایان رسوندم ، نویسنده ای که در این کتاب ،  به عنوان سخنگوی ستمدیدگان جامعه سرمایه‌داری عصر خود به اندیشه رهایی اونها وفادار مونده و زندگی تهیدستان و اقشار محروم اجتماع رو به تصویر کشیده.

داستان‌های این کتاب آکنده از انتقادهای اجتماعی هستند که جک لندن کوشیده تا مشکلات طبقه زحمت‌کش جامعه رو در قالب رمان و داستان بیان کنه و شاید به همین علته که او رو «نویسنده ضد استثمار» نامیدند. جالبه که بدونید این نویسنده بر اثر عصیان روحی بر ضد اجتماع و تطابق نیافتن با شیوه زندگی زمان، در سن ۴۰ سالگی خودکشیمی کنه!

جدایی از مطالعه این کتاب و پرداختن به اون، امروز که با یه خبر خوش فعالیت های روزانم رو شروع کردم ، بلافاصله با یه عملکرد اشتباه، خوشی های این خبر خوش رو از یاد بردم و برای این که کمی از فضای منفی فکری دورشم به جمع دوستان باشگاهی پناه بردم. دوستانی که بعد از یکی دو هفته از ندیدنشون هر کدوم تعریفی از روزگار خودشون داشتن و دلخوش به گذر ایام بودند.

امروز یکی از تولد فرزندش در چند روز آینده خبر می داد و یکی از گرفتاری هایی که مشخص بود میان لبخندهایش گره خورده ، سخن به میان می آورد، دوستی از نقشه های خانواده او برای ازدواج حرف می زد و دوستی صحبت از طلاق یکی دیگر از دوستان می کرد که بعد از تماسی متوجه شدم حقیقت دارد.

میان همه اتفاقات امروز، گاهی ثروتمند شدم و گاهی فقیر ، ثروتمند به خاطر داشته هایی که دارم و دیگران ندارند و فقیر به خاطر داشته هایی که دیگران دارند و من ندارم، امروز گاهی احساس کردم که احساس می شوم حتی برای دیگران و گاهی هم احساس کردم که احساس می شود یاد دیگران حتی برای من.

امروز متوجه شدم که جک لندن همان نویسنده تیره بختان جامعه چقدر راست می گوید که " با خود هیچم و بی خود پوچ " امروز گریه ای مجبورم کرد که بخندانم هر چند نمی خندیدم و خنده های خسته ای مجبورم کرد که بگریم هرچند که نمی گریستم.میان همه این اتفاقات من بودم و من، پس باید من می بودم و من می شدم.

میان همه فقرها، وجدان و احساس داشتن بزرگترین ثروت است ، ثروتی که مجبورت می کند در قبال همه ، مسئولیت داشته باشیو گاهی هم برای دیگران باشی ...

/ 8 نظر / 21 بازدید
فرهاد کریمی

سلام این اثر جالب جک لندن رو مطالعه کردم نکته مهمی که در نوشته های شما پیدا بود اینست که فقر و ثروت همیشگیست چه بخواهیم و چه نخواهیم مهم اینست که اندیشه هایما ن را ثروت گونه تقویت کنیم از آشنایتون بسیار خوشحالم و خوشحال تر می شوم که از کلبه مجازی ماهم دیدن فرمایید[گل]

کیان

چرا جرات تایید نظرات منو نداری؟ داداش این چرندیات خریدار نداره مثلا می خواستی بگی که خیلی کتابخونی نه بابا شما از همه جامعه بی سواد ترین به نظر من فقرای جامعه شما هستین فقرایی که با این مزخرفات می خوان فقرشون رو بین جامعه تقسیم کنند [عصبانی]

قلم ساده

سلام باز هم مثل همیشه قلمتان زیبا بود. امیدوارم مثل همیشه حضورتان در هرجه چه باشگاه و سایر مکان ها موثر و مثمر ثمر باشد.[گل]

هاجر

خیلی مطلبتون جالب بود ممنون

حسینخانی

جناب ناهید درود بر شما ار آثار جک لندن تنها مردان سرد رو مطالعه کردم که محتوای اون بر اساس گفته های شما بی شباهت به تیره بختان جامعه نیست بله من هم با شما موافقم میان همه فقر ها وجدان و احساس داشتن بزرگترین ثروته کاش همه آدمها به مس.ولیتی که در قبال یکدیگر دارند احترام میگذاشتند[گل]

هاجر

برقرار باشید[گل]

محمد رضا

سلام این کتاب رو خوندم چیزی که برام خیلی جالب بود اینه که تمام این تحلیل ها و داستان هایی که جک لندن با اون ذهن جستجوگرش به اون پرداخته مربوط به 110 سال قبله اما می بینیم که اشاره های این نویسنده هنوز هم در تمام جوامع بشری به خوبی دیده می شه و اون تفکرات هم بر خیلی از جوامع حاکمه تحلیل زیبایی از موضوع کتاب و ارتباط اون با روزانه های زندگی خودتون داشتید [گل]

سعیده حیه در

سلام واقعا توی این دنیا هر کسی توی کارای خودش غرقه از دید وسیعتون لذت بردم