صدای زنگ قافله ای می اید ...

... چه داستانی دارد این اربعین... این زینب است که به امامت زین العابدین به سوی کربلا می اید ... این زینب است شکسته اما پیروز خمیده اما عزیز با قافله یاس های کبود به باغستان لاله پای می نهد                                

شگفتا ! چهل روز قبل این کاروان را دست بسته و اسیر از کنار پیکر های پاک شهیدان عبور دادند انوقت بهای یک یا حسین چند تازیانه بود اینک اما زینب همه جا را کربلا کرده است ... عاشورا را پرورش داده دست ظلم را بسته و خود ازاد و سربلند به سوی برادر می اید ... برگ ریزان را دیده اید؟ ... حکایت سلام دوباره ال الله با شهیدانشان این گونه است ... زینب را اما با برادر رازی دیگر است . چه زیارتی است این زیارت ...

گودال قتله گاه این بار ... باز هم وعده خواهر و برادر است ... زینب به دیدار برادر می اید  تا از ماموریت الهی اش گزارش  دهد...      

شنیده اید روز یازدهم ان گاه که چشم زینب از بین شمشیر ها و نیزه های شکسته به بدن چون گل پر پر برادر افتاد از سر تعجب ندا داد : ایا تو برادر من هستی؟!

اینک ... جا دارد حسین نگاهی به قامت خواهر بیفکند و از تعجب بگوید ایا تو خواهر من هستی؟!

/ 35 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقایق

شما ترم چند معماری هستید دانشگاه فردوسی میخونید دیگه درسته؟ من پروژه هاتون دیدم خیلی زیبا بود

ابراهیم زاده

سلام جناب اقای ناهید طبع ادبی بسیار زیباو دلنشینی دارید کاش مینوشتید که حکمت اربعین از خود اربعین بزرگتر است پایدار باشید

محمد جواد رنجبر

سلام محسن عزيز از لطف شما بي نهايت سپاس گذارم و برايت آرزوي توفيق در هر كجا كه هستي، دارم. يا علي

هما خبرنگاری

سلام برشما من هم اين ايام عزيز رو به شما تسليت ميگم ممنون كه به من سر زديد ببخشيد كه دير سر زدم وخوشحال هستم كه شما خبرنگار وگوينده راديو هستيد باعث خوشحالي منه در مورد نظرتون بايد بگم چكار كنم عاشق استقلال هستم بااين كه مشهدي هستم ولي تمايلي به فوتبال ابومسلم ندارم آبي رو بچسب [قلب][نیشخند][چشمک]

رهبر

سلام... چه مصیبتی کشید زینب[گل]

رهبر

سلام... چه مصیبتی کشید زینب[گل]

حسینی

شما هم که مثل من وقت به روز کردن وبلاگت رو نداشتی.سبز باشی.

مولایی

سلام ممنونم از لطفتون دعا یادتون نره[گل]