خودم

دارم سعی می کنم با خودم کنار بیام و چون همه "خودم" رو ندارم، این کناره گیری طولانی شده . باید بگردم و تکه های "من" رو که در پیچ و خمای داستانم جا گذاشتم، پیدا کنم.

دنبال معجزه نیستم تا داستانم هندی وار (!)  به سرانگشت هزار معجزه و ترفند ساختگی به شهر قشنگ آرزوها ختم بشه ، نه! دنبال معجزه نیستم ... منم و کوله ی کوچک توانایی هام با مسیری بلند در مقابل و سایه بی نظیری بر سر .

دنبال پریدن هم نیستم؛ که آنقدر قفس ساختم که تا میله هاش رو کنار بزنم، بالهام تموم می شن! آزادی برام بسه ... پرواز باشه برای بعد از اون ...نا امید هم نیستم. مطلقا ! که امیدجاش امنه و تکون نمی خوره !

منتظر هم نیستم! اگرچه که همسفر، راه پیمایی رو ساده تر می کنه اما گفت: " چون خود را به دست آوردی خوش می رو!...و اگر کسی دیگر را نیابی، دست به گردن خویشتن درآور ! "

این چنینه که دارم با خودم کنار میام و چون همه "خودم" رو ندارم، لابد مدتی طول می کشه !

/ 3 نظر / 20 بازدید
وحیدبهروز

[خنثی][نیشخند] مشکل ادم ها اینه که با خودشون صادق نیستن

سعیده حیه در

سلام برای شما آروزی موفقیت می کنم تا بتونید هر چه زودتر و بهتر خودتون رو بیابید و اینکه زیبا بود

مرضیه

خودیابی کار سختیه. البته شایدم واسه من سخته که هر تکه از خودم رو جایی از زندگی گذاشتم. غافل از این که واسه زندگی کردن باید خودم رو تمام و کمال با خودم ببرم. خدا کنه وقتی برمیگردم واسه پیدا کردن خودم، این قدر دیر نشده باشه که بعضی تکه هاش کلا گم شده باشه یا زیر خروارها غبار زمان، مدفون شده باشه...