هستی ...

درست است
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است!
اما چشمهایم در هوایت نفس می کشد ...
اصلا ولش کن ، اصل ِ اصلش این است
که این قلم شکسته
این سیاه مشق های بی سر و ته
همه اش بهانه است؛
.... من از تکرار نام تو عاشق شده ام!
ممنون که هستی
و هستی را رنگ می آمیزی...

/ 5 نظر / 6 بازدید
یا رب

کاش میشد فهمید ودر دیده جان نوشت آن لحظه که بر بالین خدا شکوه میکردم خدایم سرگرم دیدن سجده ملائک بر آستانم بودندإ چه دردیست ندیدن یار بی یاوران وچه سخت است فراموشی عشق برای دوست داران عاشق تورابر آن خالق که معشوقت بخشید سپردم یارب برقلم مازمینیان جوهر بیداری ببخش

samira

عشق عشق...بهترین کلامی که ورد زبانها شده اما حتی گفتن و به زبان اوردنش حرمت می خواهد.بایدزندگی کردوعاشق شد‘ باید عاشق زندگی شد. بارالها یاریمان کن تا حرمت عشق را پایدار و محکم نگا ه داریم. توکل به تو

محفل خصوصی

ینی واقعا این همون جوون خجالتی ِ دو ماه پیش ِ .....؟! [ابرو][گل]

هیچکس

« دود » درگیرم ، درگیر این روزها روزهایی که سپری کردنشان همچون عمری دراز است درازایی به درازایی یک کاج بلند هر چند امروزه کاجی نیست درازایی به درازایی یک برج بلند برج هایی که دیدمان را گرفته اند دود شهر ها کورمان کرده اند ذهنمان ، فکرمان ، تنها به یک سمت و سو است دیدمان یک بعدی است آن چشم های دود خورده را می توان پنهان کرد زیر یک عینک دودی که سراسر جهان را به یک رنگ می نگرد

متأهلین بخوانند :|

http://www.nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=437280[لبخند]