دوست دختر

"سلام ناهید جان خوبی؟ خیلی دوستت دارم" این پیامکی بود که از یه شماره ناشناس برام ارسال شد ..  با یه حس کنجکاوی جوابش رو دادم " سلام ممنوم شما؟

گفت " خیل نامردی ! دیگه منو نمی شناسی " یک کمی سر به سرم گذاشت گفتم آقا ! دست بردارید چرا بی خودی وقت مردم رو می گیرید...

گفت حالا می ری با سعید دوست می شی یه حالی ازت بگیرم که تا آخر عمر حالت گرفته باشه ... بلاخره مجبور شدم با این ناشناس تماس بگیرم ... تا گفتم الو  تلفنش رو خاموش کرد ... پیامک فرستاد که حالا دیگه گوشی رو می دی به دوس پسرای دیگت ! حال همتون می گیرم...

تازه دو قرونی ما جا افتاد که این ناشناس منو با دوست دخترش اشتباه گرفته ... هر چی هم به بهش گفتم آقا شما اشتباه گرفتید من خودم ناهیدم اما نه اون ناهید دوست دختر شما باور نکرد... حالا هم قراره حال منو بگیره...!

/ 4 نظر / 10 بازدید
افشین موحد

سلام مطلب قشنگی بود واقعا لاف زن قهاری است آن که می گوید ایمان دارد اما از همه چیز گله و شکایت بر زبان می راند راستی شما که تو صداو سیما ورزشی هستید چرا مطلب ورزشی توی وبلاگ تون نمی زندید؟

مولایی

سلام کاش می شد به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم! قبل از آنی که کسی سر برسد،ما نگاهی به دل خسته خود می کردیم کاش پیدا می شد دست گرمی که تکانی بدهد تا که بیدار شود خاطر آن پیمان و کسی می آمد و به ما می فهماند از خدا دور شدیم...[گل] سپاس از مطلب زیباتون

وحیدبهروز

برای حضور در بزرگ ترین رویداد مجازی فورا به وبلاگم تشریف بیارید تولد 22سالگی وحیدبهروز اقای معروف دنیای مجازی که خودم باشم بر همه وبلاگ نویس ها خبرگزاری ها خبرنگارای کل ایران مبارک باد منتظر حضور شما در تولدم در وبلاگم هستم نی نای نی نای نی نای[نیشخند][خجالت][گل][هورا] http://vahidbehrooz.persianblog.ir/

جوان

دلم می خواست دنیا رنگ دیگر بود این نامهربان دنیا خواب وخیات و حواس و عشق و هرچه بد از ما گرفت! دیر دانستم که گیتی رهزن است!