بهارانه

 این همه حس های مختلف و گاه متضاد را می چینم کنار هم و سعی می کنم ترکیبشان چیزی باشد که شادم کند.نمی شود نوشت این دوگانگی ها را ...

نمی دانم چه قدرتی دارد این بهار، این عید، این هوا، که رنگ سفید می پاشد به بوم دل و ذهنت تا همه چیز یادت برود، تا برای لحظاتی هم شده لبخند بزنی به این پارادوکس ها.

شستن کینه ها، تحول، تغییر، و آن حال خوبی که باید پیدا بشود، قطعا مختص بهار و لحظه تحویل سال نیست، تغییر در هر لحظه از زندگی می تواند اتفاق بیفتد، بخشیدن کسیکه در حق تو اجحافی کرده، محدود به زمان نیست

شاید وسط برف های زمستانی که راه می روی، دلت بخواهد که کینه ها را در دلت آب کنی و زلال شوی مثل باران، شاید روی برگ های پاییزی که قدم می زنی، هوس کنی دلخوری هایت را همان جا بین برگ ها جا بگذاری، و شاید وسط آفتاب سوزان تابستان، دوست داشته باشی که افکار منفی ات را بسوزانی!

بهار، تحویل سال، رویش و ریزش برگ ها و گل ها و درخت ها، همه فقط نشانه اند، و یک بهانه شای ...

فرصتی نیست، مقصد جایی دیگر است، آنجا که محاسبه می کنند تو را با سبکی دلت و زلالی ذهنت...

اگر نگاه تو به جوانه زدن شکوفه ها، به تیک تاک ثانیه های پایانی سال، به زیبایی های بهار و شکوه و عظمتش، باعث شده تا درونت سبزتر شود، ذهن و دلت آرام شود، و رنگ آگاهی پاشانده شود به نگاهت، « بهار مبارکت باشد ...»

/ 5 نظر / 12 بازدید
مهدی علیپور سخاوی

سلام و درود جناب ناهید اگر امکان دارد به من ایمیل بزنید ،کار مهمی با شما دارم...عذر خواهم اینجا پیغام گذاشتم در وبسایت آدرس پست الکترونیک شما نبود. درود

سعیده حیه در

امیدوارم سالی بی کینه داشته باشید حالا یا بسوزونید یا هم تو برفا بذارید یخ بزنند

am

من از دیگران هرگز ننالم که هر چه کرد ان محسن کرد. نوشته تو وبلاگ را واسه شما نوشتم نه واسه خودم .من فقط می خواستم ببینم چجوری مطلب میزارم میرم حذفش کنم.

زحمتکش

سلام برادر چطوری بعداز چند وقتی یاد وبلاگت افتادم فضای خوبی بوجود آوردید