رای اولی !

شورای نگهبان چشمانم اگرچه سر به زیر بودند اما در بررسی صلاحیت ات، نظارت استصوابی را کنار گذاشتند. تو تایید شدی ، آمدی ، بی قاعده ، بی قانون ؛ به عرصه رقابتی بی پایان !

رسانه ها با تو بیگانه بودند. تو خودت رسانه بودی ! جنگ نرم لبخندت آهسته آشکار شد. انقلاب مخملین نگاهت، جمهوری دل را فتح کرد.

روز انتخاب ناگزیر بود. از میان دست های بی شمار انتخاب اگرچه دست من، خنده های خالص تو را نشانه کرده بود اما خالصانه رای عشق را درصندوق دنیا به نام تو انداختم تا برای باقی عمر سیاست محبت مهربانی را در کنار تو تجربه کنم.

پ.ن : این روزا بدجوری درگیرم ، درگیر رسانه و صد البته بحث رسانه ای انتخابات! می بینید دیگه ادبیات و نوشته هامون هم انتخاباتی شده !!!!

/ 5 نظر / 6 بازدید
سعیده حیه در

خوش به حالتون درگیر کار هستید ما که کلا غافلیم متنتون زیبا بود

باران

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای و ابرها را تا چشمهایم پایین عشق را در کجای دلم ..... پنهان کرده ای که : هیچ دستی به آن نمیرسد ![قلب][قلب]

امیر جهانی

شما قصد ندارین کاندید بشین ,شاید رای اوردینا,

مهدیه پوریادگار

سلام احوال شما؟ چه قشنگ نوشته بودین... انتخابات گفتید و دردمون رو تازه کردید...این روزا روزای جهنمی ایه کار...وحشتناک کار رو سر خبرنگار جماعت ریخته...خدا به هممون قوت بده...[گل]

reyhaneh

شب آرزوهاست ... قاصدکی به دست باد دادم و عهد بسته ام تا رسیدنش به مقصد برایتان دعا بخوانم نگاهتان به آسمان باشد چرا که من بهترین آرزوها را برایتان به قاصدک سپردم تا به خدا برساند[گل][گل][گل]شب آرزوها مبارک...